امیر محمدی
مفهوم و رویكردهای توسعه فرهنگی
مفهوم توسعه فرهنگی (Cultural development) برای نخستین بار در كنفرانس بینالمللی سیاستهای فرهنگی (Policies International Conference on Cultural) كه توسط یونسكو در سال 1970 در ونیز ترتیب یافت، مطرح شد. توسعه به معنای گسترش كمی و كیفی در اینجا معنای «توسعه انسانی» را مد نظر میگیرد. نگرشهای گوناگونی به این موضوع در قالب مدلهای كمی و كیفی توسعه وجود دارد. یك نوع نگرش به توسعه فرهنگی كه بر پایه مدلهای كاملا كمی ارائه شده است آن را نتیجه رشد اقتصادی میداند و در واكنش به این دیدگاه، نگرش دیگری آن را در قالب نیازهای مرتبط با كیفیت در مسیر رشد یا زندگی تبیین میكند.
موضوعات قابل طرح در توسعه فرهنگی
امروزه بحث درباره فرهنگ بر پایه تمدن، شیوههای زندگی و رفتار صورت میگیرد و گسترش زمینههای فرهنگی به علم، رسانههای دیداری- شنیداری، محیط زیست، ضد فرهنگ و فرهنگهای سنتی در سیاستهای كلاسیك فرهنگی باید مد نظر قرار گیرند. در این خصوص باید به موضوعات زیر پرداخته شود.
موضوع اول، علم و فناوری است كه دستاورد انقلاب صنعتی محسوب میشود ولی با وجود رسوخ آنها در همه زمینههای زندگی برای اغلب مردم واقعیتی عجیب و گاه بیگانه است. لذا باید شرایطی را فراهم آورد كه مردم به فناوریها دسترسی داشته و تحت آموزشهای علمی قرار گیرند.
موضوع دوم، رسانههای دیداری- شنیداری (به ویژه رادیو و تلویزیون) است كه جایگاه بالایی در مصرف فرهنگی دارند. حالت منفعل در برابر این رسانهها و مصرف زدگی فرهنگی سبب تخریب خلاقیتهای فرهنگی فردی میشود. از این رو، اهمیت تلویزیونهای جماعتی و محلی كه به جنبههای فرهنگی مورد علاقه مردم و ارائه فرصتهای بیشتر به آنها برای بیان موفقیت خود نظر دارند، مضاعف میشود.موضوع سوم، رابطه میان فرهنگ و محیط زیست است. فرهنگ در شرایط زندگی به معنای سؤال از انسان در رابطه او با محیط است. امروزه انسان از ابعاد معنوی فرهنگی، طبیعت از بعد زیست شناختی، خانه از معنای مركز زندگی خانوادگی و شهرهای حاشیهای و آپارتمانها از امكان اجتماعی برای ارتباط سهلتر میان افراد و گروهها تهی شده است كه ضروری است ساكنان آنها شرایط زندگی خود را مجددا بررسی و تطبیق بخشند.موضوع چهارم، ظهور ضد فرهنگ است كه نتیجه مستقیم شرایط زندگی و فرهنگ كشورهای توسعه یافته اقتصادی است. پس از گذشت سالها از سیاستهای كلاسیك فرهنگی، تودههای مردم و به ویژه جوانان، در شرایط نوین پیش آمده، شیوه دیگری به غیر از زندگی در جریان فرهنگی معین را برگزیدهاند.موضوع پنجم، پدیده حیات مجدد فرهنگهای سنتی است كه به عنوان طریقی برای زیر سؤال بردن سیستم فرهنگی غالب محسوب میشود.موضوع ششم، جنبشهای زیست محیطیای كه انتقال تجربیات و ارزشهای فرهنگی به سایر فرهنگها برای تحقق زندگی مطلوب در مركز توجهات آنها قرار دارد. اگر امروزه محیط زیست ابعاد سیاسی به خود گرفته است، پر واضح است كه این موضوع در واقع واكنشی به گونهای فرهنگی از روابط میان مردم با هم و با محیط پیرامون آنهاست.
به طور خلاصه، توسعه فرهنگ علمی، ابعاد فرهنگی رسانههای جمعی، روابط میان فرهنگ و محیط، ظهور ضد فرهنگ، حیات مجدد فرهنگهای سنتی و مطالبات روزافزون زیست محیطی، موضوعاتی است كه باید در سیاستهای فرهنگی مد نظر قرار گرفته و پاسخهای سازماندهی شدهای را برای آنها تدوین كرد.
شاخصهای توسعه فرهنگی
1- حقوق فردی و اجتماعی
در این بخش تلاش میشود تا شاخصهای فرهنگی توسعه ارایه گردد. نخستین مجموعه شاخصهای فرهنگی توسعه انسانی مربوط به فهرست آزادیهای فرهنگی شامل حقوق گروهی نظیر حقوق زبانی اقلیتها و حقوق فردی همانند آزادی بیان است. معمولا برای معرفی این حقوق از شاخصهای كیفی استفاده میشود. نمونه بارز فهرست تركیبی این شاخصها، فهرست شاخصهای آزادی سیاسی مندرج در گزارش توسعه انسانی سال 1991 است. در این گزارش آزادی به پنج دسته یكسان دسته بندی شده است: 1- تمامیت نفس یا امنیت شخصی 2-حكومت قانون 3-مشاركت سیاسی 4-آزادی بیان 5-تساوی در برابر قانون.
2- امنیت شخصی، آزادی بیان
از این پنج مقولهای كه برای تدوین شاخصهای آزادی سیاسی پیشنهاد شده است میتوان سه مقوله امنیت شخصی، آزادی بیان و تساوی در برابر قانون را در فهرست شاخصهای آزادی فرهنگی قرار داد.امنیت شخصی با اساسیترین و قطعیترین آزادی انسان یعنی مصونیت از شكنجه و بازداشت خودسرانه سروكار دارد. بیگمان هیچ دولتی نمیتواند ادعا كند كه به استناد ارزشهای فرهنگی خود، حق دارد تا شهروندانش را شكنجه كند.آزادی بیان عبارت است از حق گروهها به ابراز و بیان ارزشهای فرهنگیشان؛ یعنی نبود سانسور در نوشتار و یا دیگر شیوههای ارتباطی. 3- تساوی در برابر قانون
تساوی در برابر قانون، به معنای نبود تبعیض به جهت تعلق به یك گروه خاص نژادی، قومی، مذهبی، طبقاتی و جنسی است. نبود تبعیض یك حق بنیادی است كه اجرای حقوق دیگر را میسر میسازد و به خصوص برای آزادی گروههای قومی یا بومی اهمیت دارد.
4- حق تعیین سرنوشت
چهارمین دسته كه وجود آن در تدوین شاخصهای آزادی فرهنگی ضروری است، حق تعیین سرنوشت خود است.در حالی كه شاخص آزادی فرهنگی نشانه احترامی است كه جامعه برای آزادیهای اساسی انسان قایل است، شاخص خلاقیت میتواند نشان دهد كه آیا جامعه به گونهای فعال مردم را تشویق میكند تا به شیوهای خلاق و نوآورانه ابراز وجود كنند و در جامعه مشاركت ورزند؟
خلاقیت با مشاركت اجتماعی انسان ارتباط تنگاتنگ دارد. خلاقیت را میشود برحسب فرصتها و امكاناتی كه جامعه در اختیار شهروندان خود قرار میدهد، یعنی دسترسی به ابزار بیان یا برحسب نتایج خلاق مانند آثار هنری و نوآوریهای دیگر ارزیابی كرد. خلاقیت به طرق پیچیدهای ابراز میشود. نتایج كار خلاق ممكن است اجتماعی یا فردی باشد و نیز میتواند به شكل پدیدهای اجتماعی و یا انفرادی بروز كند. چنان كه خلاقیت میتواند اشكال متنوع فعالیتهای انسانی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را نشان دهد. خلاقیت میتواند به اشكال مختلف افزون بر خلاقیت فكری بروز و ظهور كند و همه اشكال نوآوری را دربرگیرد.
5- شاخصهای اقتصادی و رفاه اجتماعی
برخی شاخصهای رفاه را برای ارزیابی توسعه انسانی ملاك قرار میدهند كه به نظر میرسد كه جنبهای از توسعه انسانی و فرهنگی باشد. نادیده گرفتن و یا غلو در این بعد میتواند زیانبار باشد. در توسعه فرهنگی میبایست به همه ابعاد انسانی توجه شود و ساختن كاریكاتوری از شاخصها نه تنها مفید نیست بلكه موجب میشود تا تصویر درستی از شاخصها و مولفههای توسعه انسانی نداشته باشیم. از این رو ضروری است در بحث توسعه فرهنگی به همه ابعاد توسعه از جمله توسعه اقتصادی و رفاه اشاره شود؛ زیرا فرهنگ عبارت از دستاوردهای فكری و زیباشناسی یك ملت است. در واقع فرهنگ شامل هنرها، سایر نمودها و آفرینشهای فكری جمعی انسان است كه در قالب تمدن و رسوم و سنتها در جامعه وجود دارد. از این رو نمیتوان آن را از شاخصهای اقتصادی چون رفاه بیرون دانست كه بعد تمدنی ملت و فرهنگی را نشان میدهد.گزارش كمیسیون جهانی فرهنگ و توسعه با عنوان تنوع خلاق ما، فرهنگ را در مفهومی وسیع دستاوردهای فكری انسان، به كار میبرد.
نحوه تفكیك شاخصهای فرهنگی توسعه از شاخصهای توسعه انسانی
ولی پرسش این است كه اگر فرهنگ در مفهوم وسیع و گسترده آن به كار رود، چگونه میتوان شاخصهای فرهنگی توسعه را از مجموعه دیگر شاخصهای توسعه انسانی جدا كرد؟ به عنوان مثال آیا شاخصهای فرهنگی صرفا باید درصدد بررسی جنبههای عملكردهای زیادی وابسته به جنبههای جسمی نظیر امید به زندگی و تغذیه مناسب باشد؟بیگمان میبایست میان شاخصهای فرهنگی محض و شاخصهای دیگر توسعه انسانی جدایی انداخت و این ممكن نمیشود مگر آن كه معنای خاص و اخص از مفهوم فرهنگی در نظر گرفته شود.برخی از این اساس شاخصهای فرهنگی توسعه را عملكردهای فكری و زیباشناختی در نظر گرفته و به آموزش، پژوهش، انتشار كتب و مقالات، تولید موسیقی و هنرهای هشتم و مصرف تولیدات و محصولات فرهنگی به عنوان شاخص توسعه فرهنگی توجه دادهاند.به هر حال میتوان گفت كه این شاخصها و نیز شاخصهای پیش گفته را به عنوان شاخصهای توسعه فرهنگی مورد توجه قرار داد و بر این اساس به داوری و سنجش پرداخت.
توسعه فرهنگی و آموزههای قرآنی
بر پایه این برداشت نگرش قرآن به توسعه فرهنگی چگونه است؟ به نظر میرسد كه قرآن به عنوان رسالتی كه بر عهده پیامبران گذاشته شده، به مقوله توسعه فرهنگی اهتمام ویژه داشته است. حركت فرهنگی پیامبر در راستای روشنگری و ایجاد تمدن فرهنگی بود. آموزههای قرآنی به دنبال امت سازی میبایست به توسعه همه جانبه یعنی توسعه انسانی توجه میداشت. توسعه انسانی دربرگیرنده توسعه فرهنگی است. اگر بپذیریم كه شاخصهای توسعه فرهنگی امور پیش گفته است، همه این موارد را میتوان در آموزههای تمدن ساز و امت ساز قرآن یافت. حتی در ابعاد هنری و هنرهایی كه اكنون به عنوان شاخصهای اصلی فرهنگی شمرده میشود، قرآن به آن موارد توجه داشته است. موسیقیایی آیات قرآن موجب شد تا هنر موسیقی در تمدن اسلامی از شكل لغو و بیهوده خود خارج شده و به عنوان خلاقیت و تاثیرگذاری فرهنگی و تمدنی نقش فعال و سازندهای را به عهده گیرد. قصص و داستانهای قرآن، جو فرهنگی را به شیوهای تغییر میدهد كه داستان به عنوان ابزاری مفید و سازنده با كاركرد و كار ویژههای خاص در توسعه فرهنگی نقش بازی میكند. این گونه است كه هر امر فرهنگی مضر و زیانبار یا تغییر ماهیت و هویت میدهد و یا با بازسازی و دگردیسی در راستای اهداف توسعه انسانی وارد میدان میشود.
شاخصهای قرآنی توسعه فرهنگی
بنابراین لازم است با توجه به شاخصهای پیش گفته نظری به آموزههای قرآنی نسبت به توسعه فرهنگی بیندازیم. یعنی دیدگاه و نظر قرآن را درباره مسایلی چون 1- تمامیت نفس یا امنیت شخصی 2- حكومت قانون 3- مشاركت سیاسی 4- آزادی بیان 5- تساوی در برابر قانون 6- آموزش 7- پژوهش 8- انتشار كتب و مقالات 9- هنر 10- مصرف تولیدات و محصولات به دست دهیم.
1- امنیت شخصی: در آموزههای قرآنی مسئله امنیت شخصی و اجتماعی به عنوان مهمترین وظیفه هر دولتی بیان شده است. امنیت شخصی و فردی حالتی است كه در آن فرد فارغ از ترس آسیب رسیدن به جان و یا مال یا آبروی خود یا از دست دادن آن زندگی كند. امنیت اجتماعی نیز حالت فراغت همگانی از تهدیدی است كه كردار غیر قانونی دولت یا دستگاهی یا گروهی و یا فردی در تمامی و یا بخشی از جامعه پدید آورد. (دانشنامه سیاسی، داریوش آشوری ص 37 و 38)از نظر قرآن امنیت مفهومی وسیع و فراگیر است و افزون بر موارد ایمنی از عذاب الهی در آخرت، در دو سطح روان شناختی و جامعه شناختی قابل بررسی است. در سطح نخست به آرامش روحی افراد و كسب مدارج معنوی آنان ارتباط مییابد كه از حوزه اصطلاحی امنیت در علوم اجتماعی بیرون بوده و موضوع آرامش و اضطراب در روان شناسی ارتباط دارد. در سطح دیگر امنیت با گونههای فراوان خود ابعاد گوناگون زندگی فردی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را دربرمیگیرد و با اقتدار و انسجام و وحدت جامعه پیوند دارد. این امنیت همه جانبه افزون بر ایجاد زمینههای پیشرفت و توسعه داخلی، امنیت خارجی جامعه را سبب میشود.نگاه قرآن به مفهوم سیاسی، اجتماعی امنیت، بر پایه رویكرد هدایتی قرآن و در پیوند با بخشی از مفاهیم دینی است. از نظر قرآن جان و مال و آبروی انسانها محترم است. (انعام آیه 151 و مائده آیه 38 و حجرات آیه 11 و 12 و نور آیه 59) در بخشی از آیات قرآن مسائل مربوط به امنیت در ساحت اجتماعی انسان و مناسبات حاكم بر آن در دو حوزه داخلی و خارجی جامعه اسلامی بررسی شده است: در بعد داخلی جامعه اسلامی، قرآن رابطه مومنان را بر پایه برادری (حجرات، 10) و وحدت و ترك تفرقه (آل عمران، 103) ترسیم میكند و بر امنیت جامعه تاكید میورزد. (نساء آیه 83) در بعد خارجی نیز با حفظ آمادگی دفاعی (انفال آیه 60) امنیت را حفظ میكند.امنیت اقتصادی نیز به عنوان بخشی از امنیت فردی و شخصی مورد توجه و تایید قرآن است. چنان كه امنیت دینی و مذهبی فرد و مكانهای عبادی آنان از این امر مستثنا نمیباشد. (حج آیه 40)از مجموعه آیات و آموزههای قرآنی میتوان دریافت كه در بینش و نگرش قرآن امنیت شخصی در حوزه فردی و اجتماعی از اهمیت و جایگاه ویژهای برخوردار است و هیچ از اشخاص و گروهها و نهادهای دولتی و غیر دولتی نمیتوانند متعرض حقوق شخصی و امنیت فردی اشخاص جامعه شوند.2- قانونگرایی: حكومت قانون به عنوان یكی از شاخصههای اساس دین اسلام است. تاكید فزاینده قرآن بر حكومت قانون بیانگر آن است كه دین اسلام دینی مبتنی بر قانون و قانونمداری میباشد. پیامبر اكرم (ص) در دوره سیزده ساله حكومت خود آن چنان بر قانون پا فشرد كه پس از آن شخصی از تربیت یافته گان مكتب قانونگرای ایشان در برابر یكی از خلفا قرار میگیرد و میگوید: اگر برخلاف قانون عمل كنی و از جاده حق و قانون پا كج گذاری با همین شمشیر راستت میكنیم. ارزش و اعتبار قانون و قانونمداری در آیات و آموزههای قرآنی در آن حد و اندازه است كه خداوند پیامبرش را تهدید میكند كه اگر برخلاف آموزهها و قوانین آسمانی قرآن عمل كند وی را به سختی مجازات خواهد كرد. (بقره آیات 120 و 145 و نیز رعد آیه 37) امت پیامبر چنان آموزش دیدهاند كه گامی برخلاف قانون برنمیدارند و از قانون و حدود الهی تجاوز نمیكنند؛ زیرا قرآن متجاوزان به قانون را به شدت تهدید كرده است. (بقره آیه 229) آیاتی كه درباره مجازات متجاوزان به حدود الهی آمده بسیار است. در همه این آیات تاكید بر قانونگرایی و عمل به آن به عنوان اصل اساسی برای جامعه اسلامی و امت نمونه مطرح شده است. امت نمونه و شاهد در بینش و نگرش قرآن، جامعه و امتی است كه به قانون عمل كرده و دیگران را نیز بدان تشویق و ترغیب و از عمل برخلاف قانون بازمیدارند. (آل عمران آیه 104 و توبه آیه 112)
3- مشاركت سیاسی: امت در آموزههای قرآن نه تنها خود در حوزه اجتماعی و سیاسی فعال هستند بلكه دیگران را نیز به این امر دعوت میكنند. در آیات قرآن برای مشاركت سیاسی امت حوزههای مختلفی بیان شده است كه نظارت همگانی عمل امت و دولت از جمله این حوزههاست كه در آیات مربوط به امر به معروف و نهی از منكر بیان شده است. مشاورت در امور اجتماعی و سیاسی كه در آیات شورا آمده است بخشی دیگر از آیاتی است كه به مشاركت فعال سیاسی امت میانجامد. (آل عمران آیه 159 و نیز شوری آیه 38) در این آیات بیان شده است كه بر دولتمردان و اولیای امور است كه با امت در مسایل مهم اجتماعی و سیاسی و دفاعی مشورت كنند. دامنه مشاورت در امور فراتر از آن چه بیان شده میباشد. این همه بیانگر آن است كه امت به عنوان شهروندانی فعال در همه حوزهها حضور سازنده و جدی و تاثیرگذار خواهند داشت. مسئله بیعت نیز یكی دیگر از موارد مشاركت سیاسی امت است كه در آموزههای قرآنی بر آن تاكید شده است. (فتح آیه 10 و نیز ممتحنه آیه 12) هر چند كه بیعت به نوعی با انتخابات مشابهت دارد ولی از جهاتی موثرتر و سازندهتر از آن است؛ زیرا در بیعت دو طرف وظایف و حقوقی را به عهده میگیرند و موظف هستند در چارچوب پیمان عمل كنند. در حالی كه در انتخابات تنها بر مسئله حقوق تاكید و تكیه میشود و از وظایف امت و انتخاب كننده در قبال مسئولیتهای اجتماعی و سیاسی خبری نیست.
4- آزادی بیان: قرآن با تكیه بر اختیاری بودن پذیرش عقیده و دین، اجبار انسانها را در این زمینه نفی میكند. (بقره آیه 256) لا اكراه فی الدین با توجه به تاكید فراوان قرآن بر اصل توحید و تلاش پیامبر بر بنای جامعه توحیدی و زدودن هرگونه مظاهر شرك و بت پرستی از آن، محور مجادلات فراوانی میان مفسران شده است. برخی با این پیش فرض كه پیامبر اكرم (ص) عرب را بر پذیرش اسلام مجبور كرد این آیه را منسوخ میدانند؛ ولی برخی دیگر معتقدند كه آیه مذكور نسخ نشده و درباره اهل كتاب است كه با پرداخت جزیه از پذیرش اجباری دین رهایی یافتهاند و بت پرستان به پذیرش دین مجبور شدهاند. (مجمع البیان طبرسی، ج2 ص 631 و نیز تفسیر قرطبی ج 3 ص 117) علامه طباطبایی به رغم پذیرش انحصار نجات و رستگاری در عقیده توحید، با استناد به این آیه تحمیل دین و عقیده را مجاز نمیشمرد. (المیزان ج2 ص 342 و ج4 ص 117) و منظور از جنگ با كافران را در آیه 193 سوره بقره تنها برای دفع فتنه میداند. (همان ج2 ص 62)
از نظر قرآن، آیین حق برای همگان روشن شده (بقره آیه 256) و پذیرش و یا رد آن به اختیار افراد واگذار شده است. (كهف آیه 29) و این امر به سود و یا زیان آنان میانجامد. (یونس آیه 108) و وظیفه پیامبر تنها تبلیغ دین اسلام و بیان حق است نه اجبار كردن ایشان به پذیرش دین. (همان) از این رو قرآن به مشركان جویای حقیقت نیز امان میدهد و از پیامبر میخواهد تا كلام خدا را اگر خواستند برای آنان بخواند و در صورت عدم پذیرش آنان را با امنیت كامل به سوی خویشان و قومشان بازگرداند. (توبه آیه 6). آیاتی كه از پیامبر میخواهد تا با مردمان به شیوه نیكوترین گونه مناظره كند (نحل آیه 125) نشان دهنده آزادی عقیده و بیان و امنیت عادلانه افراد در بیان معتقدات و نقد و بررسی آن است. آیات 17 و 18 سوره زمر كه استماع قول و پیروی از بهترین سخنان را به عنوان شیوه بندگان خود برمیشمرد بیانگر وجود زمینههای مناسب برای طرح افكار و عقاید گوناگون در فضایی آرام و مناسب است.
5- تساوی در برابر قانون: در آموزههای قرآن همگان در برابر قانون یكسان هستند. به گونهای كه پیامبر اكرم (ص) خود نیز در برابر قانون همانند دیگران میباشد و از هیچ امتیازی برخوردار نمیباشد. قرآن یهودیان را به علت تمایز بخشی و عدم اجرای قانون نسبت به اشراف قوم سرزنش میكند. در داستان فتح مكه وقتی زنی از اشراف دزدی میكند. برخی به شفاعت نزد پیامبر میآیند و از وی میخواهند كه دست سارق و دزد را بر پایه قوانین اسلام نبرد ولی پیامبر از پذیرش این درخواست سر باز میزند و میفرماید كه یكی از علل هلاكت اقوام پیشین این بوده است كه قوانین را در حق اشراف و بزرگان قوم به كار نمیبستند و تنها در حق مردم عادی به جا میآوردند.6- آموزش: به صراحت میتوان مدعی شد كه یكی از اهداف رسالت پیامبر تعلیم و آموزش بوده است. در آیات چندی به مسئله تعلیم و آموزش پرداخته شده است و آموزش امت را امتحانی از سوی خداوند دانسته شده است كه میتوان به آیه دوم سوره جمعه اشاره كرد. آموزش در میان امت پیامبر آن چنان اهمیت یافت كه اسیرانی را كه دارای علم و سواد بودند در برابر آموزش كودكان مدینه آزاد كردند. پیش از اسلام اهل آموزش و سواد دانان حجاز از انگشتان دست تجاوز نمیكردند ولی به كمك و فعالیتهای پیامبر مردمان امی و بیسواد به امتی باسواد و دانشی تبدیل شدند كه آوازه شهرت آن جهان را فرا گرفت.
در تحلیل و بینش قرآنی خداوند معلم نخست و انسان متعلم اول است و حق آن است كه بگوییم معلم اطلاقی تنها خداست و اوست كه به انسان همه چیز را به شكل اسمای الهی آموخته است و انسان به جهت ظرفیت ذاتی توانسته است آن را بپذیرد و به صورت تعلم و پذیرش دانش اسما را در ذات خود قرار دهد. با نگاهی گذرا به آیات قرآن میتوان دریافت كه شأن و مقام آموزگاری كه در چه حد و اندازهای است؛ زیرا تعلیم عمل خداوند و شغل پیامبران است و خداوند در قرآن بیان میدارد كه معلم دیگر انسان پیامبران هستند كه به انسان كتاب و حكمت میآموزند و آنان را برای زندگی اجتماعی و قانونی و بالندگی و رشد آماده میسازند. (آل عمران آیه 164) همین اندازه در بیان اهمیت و ارزش تعلیم و تعلم بس كه خداوند خود آموزگار بشر بوده است و انسان به جهت تعلم و دانشپذیری توانسته است به مقام خلافت الهی دست یابد و مسجود ملایك و فرشتگان گردد. از این روست كه قرآن آدمی را به فراگیری و دانشآموزی فرا میخواند و ایشان را تشویق و ترغیب میكند تا دانشآموزی را در اولویت برنامهریزی هدایتی و تربیتی جامعه اسلامی قرار دهند و با بیسوادی مبارزه كنند. بر این مبنا و اساس است كه به قلم و آن چه از دانش و علوم مینگارد سوگند میخورد و بر اهمیت آن تأكید میورزد. (قلم آیه 1) در ارزش تعلیم همین نیز بس كه سگ نجس تعلیم دیده به صورتی در میآید كه شكارش مورد تائید و استفاده انسان قرار میگیرد و شكار سگ تعلیم داده شده طاهر و پاك شمرده میشود. (مائده آیه 4)
7. پژوهش: آیات بسیار در قرآن به امر پژوهش اختصاص یافته است. قرآن از مردم میخواهد كه در همه چیز تدبر و تفكر كرده و به پژوهش عملی و عینی بپردازند. تأكید بسیار قرآن به تدبر در مخلوقات و چگونگی تولید ابر و باران و حركت ستارگان و دیگر علوم دریایی و آسمانی و زمین شناختی بیانگر اهمیت قرآن به مسئله پژوهش است. از این روست كه در تمدن اسلامی دانشمندان و پژوهشگران بزرگ و بسیاری پدید آمدند كه در بسیار از علوم سرآمد و بلكه بنیانگذار علوم جدیدی بودهاند.
در معناشناسی واژگان قرآن میتوان به واژگان بسیاری اشاره كرد كه به مسئله پژوهش توجه میدهد. یكی از مهمترین و كاربردیترین این واژگان در فرهنگ قرآنی، واژه نظر است. نظر به معنای توجه دقیق به چیزها و فهم چگونگی كاركرد و شناخت ماهیت چیزهاست. نگرش دقیقی كه تولید علم و دانش خاص میكند، نظر است. از این رو در ادبیات جدید به نوع نگاه و نگرش، نظریه گفته میشود. از آیاتی كه به مسئله پژوهش در ماهیت وجودی خود و نیز امور پیرامونی انسان توجه میدهد میتوان به آیه 5 سوره طارق اشاره كرد كه میفرماید: فلینظر الانسان مم خلق؛ باید انسان بنگرد كه از چه آفریده شده است. در آیه185 سوره اعراف میفرماید: اولم ینظروا فی ملكوت السموات و الارض؛ آیا انسان در ملكوت و باطن و ماهیت آسمان و زمین نمینگرد و پژوهش نمیكند. درباره پژوهش تاریخی نیز میگوید: افلم یسیروا فی الارض فینظروا كیف كان عاقبه الذین من قبلهم؛ آیا در زمین نمیگردند تا بنگرند پایان و فرجام كسانی كه پیش از ایشان بودند، چگونه بوده است. (یوسف آیه 109 و نیز روم آیه 30 و نیز فاطر آیه 44 و غافر آیه 21 و آیات مشابه دیگر) درباره جانورشناسی و پژوهشهای عینی و علمی و تجربی میفرماید: افلاینظرون الی الابل كیف خلقت؛ آیا به شتر نمینگرند كه چگونه آفریده شد؟ (غاشیه آیه 17) بیگمان شناخت چگونگی خلقت و آفرینش شتر نیازمند پژوهشهای متعدد و متنوع عینی و تجربی مختلفی و بیشماری است كه قرآن مؤمنان را بدان تشویق و ترغیب میكند. درباره علم پزشكی و حتی پیكرشناسی كه میتواند در دانش رباتیك و مهندسی ژنتیك و یا سازههای دیگر بشر از معماری گرفته تا دانشهای دیگر میفرماید: و انظر الی العظام كیف ننشزها ثم نكسوها لحما؛ به استخوان بنگر كه چگونه آن را برمیآوریم و به هم میپیوندیم و سپس بر آن استخوان گوشت میپوشانیم. (بقره آیه 259)
این ترغیب و تشویقهایی كه در آموزههای قرآنی وجود داشت موجب شد تا نسل بعدی كه در امت اسلام پرورش یافت نسلی دانشمند گردد و به علوم مختلف پرداخته و در همه زمینههای علمی پژوهش كنند و از خود تمدن و فرهنگی عظیم و بیمانند به جا گذارند كه هنوز هم از آن بهره میبریم.